close
دانلود آهنگ جدید
نوشته بسیار زیبا و عاشقانه در وصف روز پدر
سه شنبه 29 مرداد 1398
 نوشته بسیار زیبا و عاشقانه در وصف روز پدر
جای تبلیغات شما

آخرین ارسالی های انجمن

درحال بارگذاری ....
عنوان پاسخ بازدید توسط
2521 45316 sookoot_motlagh
7 1174 amirzarbakhsh
6 1471 start11
6 2255 roozferight
8 2092 roozferight
3 1214 roozferight
6 2086 roozferight
3 1590 roozferight
5 1623 roozferight
10 2752 roozferight
8 1985 roozferight
6 1899 roozferight
0 723 neshat
پنل کاربری
برنامه و بازی عاشقانه موبایل
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1139
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 2
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 319
  • بازدید دیروز : 458
  • بازدید کل : 3,047,223
نوشته بسیار زیبا و عاشقانه در وصف روز پدر
  • تعداد بازدید : 413
  •  نوشته بسیار زیبا و عاشقانه در وصف روز پدر

     

    پدر مهربانم

    بارها دیده ام وقتی می خندی، خانه به تولدی دوباره از روشنی می رسد، تا آن جا که آینه های تاقچه می شکفند و گلدان مشعدانی به طراوتی بی نظیر میرسد.د می خواهم بگویم که قسمت عمده­ای از زندگی چند نفره ما، با همین خنده های تو سپری می شود. با عشق و با تلإلؤ…

     

    همیشه از دلشادترین جهت خانه، خنده ­تو برمی خیزد. آن گاه که ما را به جرعه­ ای گوارا از عاطفه مهمان می­کنی، آسمان در اتاق آبی من است. وقتی آغوش گرم تو باشد, سایه آسایش مثل یک غزل دلچسب، همه جا فراهم است.

     

    کنار پنجره می آیم و می دانم این شاخه لطیف در لیوان گذاشته شده، می داند که تو چقدر گل تری! پنجره را می گشایم و می بینم دنیایی که تو نشانم داده ای، چقدر مهربان است. الآن کنار آینه آمده ام  همان آینه قدیمی  و خود را درون آن می بینم ایستاده بر بلندای افتخار. پدری چون تو تکیه گاه من است.

     

    صدای خسته ات را که با شب به خانه باز می گردد، به تمامی نورها و عطرهای پیرامون ترجیح می­دهم. آمده ای به خانه با کلیدهای تجربه در دست، از سمت تلاش های مردانه و غرورآفرین. آمده­ای به خانه و تویی که تنها و همیشه در خانه اندیشه منی.

     

    حکایات کوهمردی ات، زمزمه­ ای بس طولانی در ذهن زمان است. به اندرز می خوانمش و چراغی در دست،راه خود پیش می­گیرم تا رفتن. تا رسیدن.

     

    پدر! شیوه زندگی را از چشم هایت باید آموخت که برق محبت در خویش دارند و از دست هایت باید آموخت که روایت سعی و صبوری­اند.

     

    پدر، ای بهار من! من از تبار سبز توام؛ با بدرقه دعای همیشگی ات. می خواهم چیزی بگویم. هرچه می گذرد دلسوزی های پیش از اینَت بر من آشکار می شود.

     

    بارها پیش آمده است که من بوده ام و واقعه ای دقیق و مقطعی حساس. من بوده ام و چیزی جز راهنمایی های تو نبوده است. من بوده ام و تویی که همیشه ات در سینه ستوده ام. من در پناه ملاطفت تو، روز به روز رشد کرده ام به هر سو نگریسته ام، حرف های رهگشای تو بوده است روبه روی ماجرای سختی به نامِ زندگی

     

    پدرم با تمام وجودم دوستت دارم و بر دستانت بوسه می زنم

    نویسنده : سجاد تاریخ : چهارشنبه 02 تير 1395 امتیاز :
    موضوعات : نوشته ها و متن ها , متن عاشقانه ,
    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی